کلینیک تخصصی کارآفرینی پارس اندیش

Pars-Andish

فرصت یابی کسب و کار


تعریف فرصت

یک فرصت کسب و کار، یک مفهوم ثابت شده است که درآمد مستمر تولید می‌کند؛ به عبارت دیگر، یک فرصت کسب و کار یک ایده کسب و کار است که مورد تحقیق قرار گرفته است، اصلاح شده است و در غالب یک فعالیت اقتصادی امیدبخش قرار گرفته است که آماده راه‌اندازی است. درحالی‌که ایده های کسب و کار مختلفی ممکن است روزانه به ذهن شما خطور کنند اما تنها برخی از آن‌ها طبق تحقیقات بازار و مطالعه امکان سنجی که صورت می‌گیرد می‌توانند در بلند مدت سودآور باشند. این ایده های اندک، همان فرصت های واقعی کسب و کار هستند. یک فرصت زمانی قابل احترام است که از ضوابط زیر پیروی کند:

  • باید حاشیه سود بالایی داشته باشد.
  • باید پتانسیل رسیدن به نقطه سربه‌سر را طی ۱۲ تا ۳۶ ماه داشته باشد.
  • سرمایه گذاری‌های اساسی استارتاپ باید واقع گرایانه باشند و در محدوده‌ای باشند که از عهده توانایی شما بربیایند.
  • باید قدرت و توانایی موردنیاز برای هدایت کسب و کار به سمت موفقیت را داشته باشید.
  • سطح اشتیاق شما نسبت به کسب و کارتان باید بسیار بالا باشد.
  • این فرصت باید پتانسیل درآمدزایی مستمر داشته باشد.
  • باید پتانسیل این را داشته باشد که به مرور زمان بهبود یابد.
  • باید سطح پایینی از ریسک بدهکاری داشته باشد.

پس از اینکه فرصت کسب و کارتان را در ذهن خود اصلاح و مورد ویرایش قرار دادید باید آن‌ها را تحت یک طرح کسب و کار به صورت مکتوب دربیاورید. سپس شما می‌توانید این فرصت را خودتان استفاده کنید یا آن را به فرد دیگ‌های بفروشید (احتمالا به دلیل اینکه شما نمی‌توانید سرمایه موردنیاز برای راه‌اندازی کسب و کار را تهیه کنید).

 

منابع فرصت یابی

- الهامات و جرقه های ذهنی: اینکه چگونه الهامات به سراغ یک شخص می‌آیند هنوز جای سوال و ابهام دارد و برخی به لطف خدا، کمک طبیعت و نیاز سنجی آدم ها از جامعه بستگی دارد و به طور کلی منبع الهامات مشخص نیست. موضوعاتی مثل خواب روی مسئله و رها سازی ذهن وجود دارد که شخص یک موضوع یا مسئله را برای مدتی رها می‌کند و در یک موقعیت غیر منتظره مثل خواب یا در حمام، پاسخ و راه حل مسئله را به دست می‌آورد.


- روابط شخصی و کاری: گاهی افراد اینگونه برداشت می‌کنند که منظور این است که افراد را به مانند پلی برای موفقیت خودمان در نظر بگیریم در حالی که مراد از این مورد، ایجاد یک رابطه ی برد – برد می‌باشد. به این معنی که مثلا برای راه اندازی کسب و کار نیاز به تخصص دوستانمان داریم و از آنها تقاضا می‌کنیم با ما همراه شوند و در این مسیر با ما همکاری کنند. در انگلیسی به این پدیده networking گفته می‌شود. یکی از کارآفرینان از قدرت شبکه ای خود صحبت می‌کرد که بالغ بر ۳۰۰۰ کانتکت در گوشی موبایل خود دارد و وقتی یکی از آنها بعد از سالها زنگ می‌زند و من سلام او را همراه با نامش جواب می‌دهم تاثیر روانی بسیار مثبتی در این شخص ایجاد می‌کنم و یا گاهی اوقات وقتی به دوستی که چندین سال است او را ندیده ایم زنگ می‌زنیم تا از احوالاتش جویا شویم، ممکن است کسب و کار یا فعالیت او را موازی با فعالیت خودمان ببینیم که یک فرصت خوب برای همکاری را خلق می‌کند.


- مشکلات: مراد از مشکلات، مشکلاتی سیاسی و اقتصادی نیست؛ بلکه مشکلاتی روزمره است که هر روز با آنها سرو کار داریم. برای مثال مشکلات شستشوی لباس در نهایت به اختراع ماشین لباسشویی و فعالیت کمپانی های بزرگی در این زمینه شد و یا کشف نیاز افراد پیر برای خواندن نماز، منجر به ساخت صندلی های نماز شد که نیاز به تکنولوژی و فناوری خاصی ندارد و بازار بسیار خوبی در کشورمان ایجاد کرده است. پس کشف فرصت به کمی دقت به مشکلات و نیاز های اقشار مختلف جامعه دارد.


- آزمون و خطا: بسیاری از پدیده های کشف شده در جهان محصول آزمون و خطا هستند. در مواردی مخترع طرح ذهنی خاصی در سر نداشته و با آزمون و خطا پدیده یا وسیله ی خاصی را اختراع می‌کند و در موارد بسیاری هم فرد مخترع به دنبال کشف پدیده ای خاص بوده و به طور اتفاقی پدیده ای دیگر را شناسایی و کشف می‌کند. برای این مورد می‌توان به الکساندر فلیمینگ اشاره کرد که پنی سیلین را کاملا به صورت اتفاقی و با آزمون و خطا کشف می‌کند. یا رونت گن که بر روی اشعه ی کاتد تحقیق و بررسی می‌کرد و به صورت اتفاقی اشعه ی ایکس را کشف می‌کند که امروزه در رادیولوژی ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. ا

- سفر: سفر کردن به شهر های دیگر باعث کشف توانایی ها، صنایع دستی جدید، پدیده ها و فرصت های مختلف ایجاد کسب و کار می شود. می توان با سفر به شهر های دیگر غذا، صنایع دستی، محصولات و… آن شهرستان را به کشور مبدا آورد و منبعی برای ایجاد درآمد به وجود آورد. اکنون نیز کارآفرینان زیادی در تهران هستند که محصولات شهرستانشان را که در تهران نبوده، به این شهر آورده اند؛ البته که تعداد زیادی از این افراد نیز بدون خلاقیت و کارآفرینی، صرفا به شهر مورد نظر کوچ می کنند و در آنجا به کارگری و یا کارمندی مشغول می شوند. این سفر کردین به شرطی موثر واقع می شود که جور دیگری به اطرافمان و فرصت ها بنگریم وگرنه سفر کردن فقط برای تفریح و لذت بردن هیچ کمکی به کارآفرینی نمی کند. این کوچ فقط و فقط نیازمند خلاقیت و ایده ای نو نیست بلکه یک فرهنگ نو یا سبک زندگی می تواند عرضه شود. در حوزه های کارآفرینی مبحث جدیدی به نام کارآفرینی فرهنگی ایجاد شده که این نوع کارآفرینی به معنی کارآفرینی کردن در زمینه ی فرهنگ است. برای مثال کارآفرینی در تهران وجود دارد که فقط آش میفروشد. این کارآفرین تمام آش های محلی شهرستان ها را به فروش می رساند و همیشه رستورانش شلوغ است.


- یادگیری: بسیاری از کارآفرینانی که می خواهند در زمینه ای خاص وارد شوند برای مدتی در کارخانه ای، شرکتی و یا کلاس درس و دانشگاه، به یادگیری مهارت های آن حوزه می پردازند. کارآفرینی در مصاحبه ای می گفت که من مدت ها در کارخانه ای کار می کردم و پس از مدتی فهمیدم توانایی تولید قطعه ای را دارم. موضوع را با کارفرما در میان گذاشتم و او هم استقبال کرد و به من کمک کرد و من توانستم برای خودم یک مغازه راه بیندازم و کسب و کارم را جلو ببرم.


-بازار و محیط: محیط به معنی محیط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می باشد. که با توجه به آن می توانیم فرصت های زیادی را کشف کنیم برای مثال در عصر حاضر محیط به سمت تکنولوژیکی شدن حرکت می کند. در مورد بازار هم افراد با حضور در بازار می توانند اطلاعاتی را از آن کسب کنند که چه زمان بازار چه محصولاتی خوب است و مشتری با چه سلایقی خرید می کنند و… . در جامعه هرم های سنی مختلف با نیاز های مختلف چه احتیاجاتی دارند را نیز می توان از بازار ارزیابی کرد.


تفاوت ایده و فرصت

یک تفاوت عمده بین یک ایده و یک فرصت این است که شما می‌توانید یک فرصت کسب و کار را بفروشید اما شما نمی‌توانید یک ایده را بفروشید (البته کاملا غیر ممکن نیست که ایده را هم بفروشید اما خب بسیار مشکل است). کلونل Senders چندین سال تلاش کرد تا ایده دستور پخت جوجه خودش را بفروشد اما هیچ کسی به حرف او گوش نمی‌کرد تا زمانی که او ایده خود را مورد بازبینی قرار داد و شرکت KFC (مرغ سوخاری کنتاکی) متولد شد. درسی که از این ماجرا می گیریم این است که سرمایه گذاران در فعالیت های اقتصادی و فرصت های کسب و کار سرمایه گذاری می‌کنند نه در ایده های کسب و کار!